جواب دندانشکن عباس علیه السّلام به شمر لعین
راوى گوید: فرمان عبیداللّه بن زیاد پلید به عمربن سعد نحس ، به این مضمون رسید که او را تحریص مى نموده به تعجیل در قتال و بیم داده بود از تاءخیر و اهمال . پس لشکر شیطان به امر آن بى ایمان ، رو به جانب امام انس و جان آوردند و شمرذى الجوشن ، آن سرور اهل فِتَن ، ندا در داد که کجایند خواهرزادگان من : عبداللّه ، جعفر، عباس ، و عثمان ؟ امام حسین علیه السّلام به برادران گرامى خویش فرمود: جواب این شقى را بدهید گرچه او فاسق و بى دین است ولى از زمره دائى هاى شماست . آن جوانان برومند حیدر کرّار به آن کافر غدّار، فرمودند: تو را با ما چه کار است ؟ آن ملعون نابکار عرضه داشت : اى نوردیدگان خواهرم ! شما در مهد امان به راحت باشید و خود را با برادرتان حسین ، به کشتن ندهید و ملتزم قید طاعت یزید پلید امیرالمؤ منین (؟!) باشید تا به سلامت برهید.
متن عربى :
قالَ: فَناداهُ الْعَبّاسُ بْنُ عَلِیٍّ:
تَبَّتْ یَداکَ وَلُعِنَ ما جِئْتَ بِهِ مِنْ اءَمانِکَ یا عَدُوَّ اللّهِ، اءَتَأْمُرْنا اءَنْ نَتْرُکَ اءَخانا وَسَیِّدَنَا الْحُسَیْنَ بْنَ فاطِمَةَ وَنَدْخُلَ فى طاعَةِ اللُّعَناءِ اءَوْلادِ اللُّعَناءِ.
قالَ: فَرَجَعَ الشِّمْرُ إِلى عَسْکَرِهِ مُغْضِبا.
قالَ الرّاوى : وَلَمّا رَاءَى الْحُسَیْنُ علیه السّلام حِرْصَ الْقَوْمِ عَلى تَعْجیلَ الْقِتالِ وَقِلَّةَ انْتِفاعِهِمْ بِالْمَواعِظِ الْفِعالِ وَالْمَقالِ قالَ لاَِخیهِ الْعَبّاسِ:
((إِنِ اسْتَطَعْتَ اءَنْ تَصْرِفَهُمْ عَنّا فى هذَا الْیَومِ فَافْعَلْ، لَعَلَّنا نُصَلّى لِرَبِّنا فى هذِهِ اللَّیْلَةِ، فَإِنَّهُ یَعْلَمُ اءَنّى اءُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ)).
قالَ الرّاوى : فَسَاءَلَهُمُ الْعَبّاسُ ذلِکَ، فَتَوَقَّفَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ.
فَقالَ لَهُ عَمْرُو بْنُ الْحَجّاج الزُّبَیْدى :
وَاللّهِ لَوْ اءَنَّهُمْ مِنَ التُّرْکِ وَالدَّیْلَمِ وَسَاءَلُوا مِثْلَ ذلِکَ لاََجَبْناهُمْ، فَکَیْفَ وَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ، فَاءَجابُوهُمْ إِلى ذلِکَ.
ترجمه :
پس حضرت عباس علیه السّلام به آن پلید، فریاد برآورد که دستت بریده باد وخدا لعنت کناد مر اماننامه ترا! اى دشمن خدا؛ ما را امر مى کنى که برادر و سیّد خود حسین فرزند فاطمه علیهماالسّلام را وابگذاریم وبنده طاعت لعینان و اولاد لعینان باشیم ؟! راوى گوید: شمر بى باک پس از استماع این کلام از فرزند امام ، مانند خوک خشمناک به جانب لشکریان شتافت و بازگشت به سوى نیروهاى خود نمود. راوى گوید: چون آن فرزند سیّد اَنام ، حسین علیه السّلام ، مشاهده نمود که لشکر شقاوت اثر حریص اند که به زودى نائره جنگ را مُشتعل سازند و به امر قتال بپردازند و کلام حق و موعظه آن صدق مطلق ، اصلا بر دلهاى سخت ایشان اثر ندارد و نه مشاهده صدور افعال حمیده و اقوال جمیله آن جناب براى ایشان انتفاعى حاصل است ، به برادرش ابوالفضل فرمود: اگر تو را قدرت است در این روز، شرّ این اَشْقیا را از ما بگردان و ایشان را باز گردان که شاید امشب را از براى رضاى پروردگار نماز بگزارم ؛ زیرا خداى متعال مى داند که نماز از براى او و تلاوت کتاب او را بسیار دوست مى دارم . راوى گوید: حضرت عباس علیه السّلام از آن گروه حق نشناس مهلت یک شب را درخواست کرد. عمرسعد لعین تاءمّل کرد و جواب نداد. عَمْرو بن حَجّاج زبیدى به سخن آمد و گفت : به خدا سوگند که اگر به جاى ایشان ، ترکان و دیلمان مى بودند و این تقاضا را از ما مى کردند، البته ایشان را اجابت مى نمودیم ، حال چه شده که آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله را مهلت نمى دهید؟! پس آن مردم بى حیا، یک شب را به
متن عربى :
قالَ الرّاوى : وَجَلَسَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام فَرَقِدَ، ثُمَّ اسْتَیْقَظَ وَقالَ: ((یا اءُخْتاهُ إِنّى رَاءَیْتُ السّاعَةَ جَدّى مُحَمَّدا صلّى اللّه علیه و آله وَاءَبى عَلِیّا وَاءُمّى فاطِمَةَ وَاءَخى الْحَسَنَ وَهُمْ یَقُولُونَ: یا حُسَیْنُ إِنَّکَ رائِحٌ إِلَیْنا عَنْ قَریبٍ)).
وَفى بَعْضِ الرِّوایاتِ: ((غَدا)).
قالَ الرّاوى : فَلَطَمَتْ زَیْنَبُ وَجْهَها وَصاحَتْ وَبَکَتْ.
فَقالَ لَهَا الْحُسَیْنُ علیه السّلام : ((مَهْلا، لا تُشْمِتِى الْقَوْمَ بِنا)).
ثُمَّ جاءَ اللَّیْلُ، فَجَمَعَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام اءَصْحابَهُ، فَحَمِدَ اللّهَ وَاءَثْنى عَلَیْهِ، ثُمَّ اءَقْبَلَ عَلَیْهِمْ وَقالَ: ((اءَمّا بَعْدُ، فَإِنّى لا اءَعْلَمُ اءَصْحابا اءَصْلَحَ مِنْکُمْ، وَلا اءَهْلَ بَیْتٍ اءَفْضَلَ مِنْ اءَهْلِ بَیْتى ، فَجَزاکُمُ اللّهُ عَنّى جَمیعا خَیْرا، وَهذَا اللَّیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلا، وَلْیَاءْخُذْ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بِیَدِ رَجُلٍ مِنْ اءَهْلِ بَیْتى ، وَتَفَرَّقُوا فى سَوادِ هذَا اللَّیْلُ وَذَرُونى وَهؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَإِنَّهُمْ لا یُریدُونَ غَیْرى )).
ترجمه :
خامس آل عبا، مهلت دادند. راوى گوید: امام حسین علیه السّلام بر روى زمین بنشست و لحظه اى او را خواب ربود، پس بیدار شد و به خواهر خود فرمود: اى خواهر! اینک در همین ساعت جدّ بزرگوارخود حضرت محمد مصطفى صلّى اللّه علیه و آله و پدر عالى مقدار خویش على مرتضى و مادرم فاطمه و برادرم حسن علیهم السّلام را در خواب دیدم که فرمودند: اى حسین ! عنقریب نزد ما خواهى بود. و در بعضى روایات چنین آمده است که فردا به نزد ما خواهى بود. راوى گوید: علیاى مخدّره زینب خاتون پس از شنیدن این سخنان از آن امام انس و جان ، سیلى به صورت خود نواخت و صیحه کشید و گریه نمود. امام حسین علیه السّلام فرمود: اى خواهر مهربان ، آرام باش و ما را مورد شماتت دشمن مساز.
نظرات ()محرم از راه رسید
السلام علیک یا ابا عبداله الحسین علیه السلام
خدا رو شکر محرمتو دیدم دوباره آقا جون/نمردمو دیدم که چشام بارون می باره دوباره

خیمه ماه محرم زده شد در دل ما
باز نام تو شده زینت هر محفل ما
جز غم عشق تو ما را نبود سودایی
عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما
**********************************
جایی نداشتیم،اگر این روضه ها نبود
عشقی نبود اگر غم کرببلا نبود
ما را کسی به قدر دو گندم نمی خرید
این چشم اگر به خیمه تان آشنا نبود
از ما مگیر یک نفس این یا حسین را
آقا ؛ حسین گفتن ما دست ما نبود
ما با لباس نوکریت زنده مانده ایم
عمری نبود اگر غم ارباب ما نبود
********************************
فرارسیدن ماه خون و قیام ، ماه اشک و ماتم " ماه محرم " خدمت همه رهروان راه حسینی تسلیت باد.
التماس دعا
نظرات ()مصیبت امام حسین علیه السلام از همه بالاتر است
شیخ صدوق قدس سره در علل الشرایع به اسناد خود از عبدالله بن فضل هاشمى روایت کرده که گفت : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : یا بن رسول الله ، چه شد روز عاشورا روز شهادت حسین علیه السلام است روز بزرگ مصائب است ، و حال آن که روز وفات رسول الله صلى الله علیه و آله و روزى که فاطمه علیهاالسلام جهان را وداع گفت و روزى که امیرالمومنین علیه السلام شهادت یافت و روزى که حسن بن على علیه السلام به ضربت ستم شهید گشت واجب مى کند که مصائب این روزها بزرگ تر باشد ؟
امام علیه السلام فرمود: مصیبت روز قتل امام حسین علیه السلام بزرگ تر است از جمیع ایام ، زیرا که اصحاب کساء که در نزد خداوند بهترین آفریدگانند، فزون از پنج تن نباشند و
نظرات ()دومین یادواره شهدا مسجد امام حسن ع شهرکرد
این شهداء ستاره اند، با این ستاره ها می توان راه را شناخت.
مقام معظم رهبری
اسامی شهدا مسجد امام حسن ع شهرکرد :
سردار شهید سید کمال فاضل
سردار شهید سهراب نوروزی
شهید رحمت اله غلامی
شهید یارمحمد غلامی
شهید فضل اله اسدی
شهید علی اکبر انصاری
شهید بهروز ترابیان
شهید محمدرضا توکلی
شهید عبدالعلی علیمحمدی
شهید محمدعلی علیمحمدی
شهید رحمت اله گنجی
شهید عنایت اله گنجی
شهید نادر رئیسی
شهید جمشید رئیسی
شهید علیرضا روشن
شهید علی اکبر سالاری نژاد
شهید اسدالله شاهرخیان
شهید محمود حسین میرزائی
شهید محمد دایی جواد
شهید اسماعیل رئیسی
شهید احمد یخچالی
شهید ابراهیم کاظمی پور
شهید اکبر کاظمی پور
شهید علی فتح کریمی
شهید ولی الله کیانی
شهید بهروز فلکی
شهید ایرج فلکی
شهید ایرج شریفی
شهید سلطانمراد صابری
شهید هوشنگ کاظمی
شهید فردین صفی خانی
شهید علی عسگری
شهید علی رحم عسگری
شهید حسن قاسمی
شهید حسین قاسمی
شهید یداله محمدپور
شهید براتعلی مردانی
شهید محمد مردانی
شهید صفرعلی میراحمدی
شهید سید شهاب الدین هاشمی
شهید سید جمال حسینی
شهید عبدالرحیم فتاحی
شهید علیرضا فتاحی
شهید خداداد فتح اللهی
شهید شمس الدین سامانی
شهید علیرضا کوهی فایق
شهید ولی الله مبینی
شهید داراب سلیمانی نژاد
شهید عباس جهانپور
دومین یادواره شهدا مسجد امام حسن ع شهرکرد
زمان: شنبه 5/9/1390 بعد از نماز مغرب وعشا
مکان: سالن شهید فهمیده
سپاه حضرت قمربنی هاشم علیه السلام استان چهارمحال وبختیاری
کانون شهید جهان آرا ( تخصصی قرآن ) پایگاه بسیج امام حسن ع شهرکرد
بنیاد شهید وامور ایثارگران شهرکرد بنیاد حفظ آثارو نشرارزشهای دفاع مقدس
نظرات ()پیام عاشورا
مصیبت شهادت امام حسین ع و یاران با وفایش در روز عاشورا آن قدر عیظم و بی بدیل است که مصیبتی در حد آن در طول تاریخ نبوده و نخواهد بود در واقع در روز عاشورا بشریت پیروزی بینش و بصیرت ولایی بر سطحی نگری در دین را و غلبه اصولگرایی بر تظاهر و ریاکاری در دین را نظاره می نماید.
امام حسین ع به همراه یاران و اصحاب و اهل بیت خود برای رساندن پیام دین محمدی به نسلهای بعد از خود قیام کرد و ندای هیهات من الذله سر داد و این مصایب عظما را به جان خرید و همه عزیزانش را در این هدف مقدس خویش تقدیم نمود و ذبیح الله شد تا نسلهای آینده ندای هل من ناصر ینصرنی او را لبیک گویند و ذلت بار در سایه کفر و ظلم و جور بی تفاوت سر در گریبان فرو نکنند و روزگار سپری کنند حال آن که من و تو هنوز نمی خواهیم از دنیا خواهیمان دست برداریم نمی خواهیم حسین گونه به زندگی نگاه کنیم مرگ برای همه هست اما نوع و و منش انسان است که مرگش را نیز از حیات موثر تر می کند عزت را برمی گزیند و ذلت را هرگز نمی پذیرد.
ریشه همه تهمت زدنها و پنهان حقایق در نزد بشر همان دنیا خواهی است که سرانجام او را به مانند یزید و یزیدیان عالم رسوا و بی آبرو می کند.
شاید ما ماه محرم و صفر را فقط در عزاداری و روضه و برپایی مجالس مرثیه بدانیم اما حقیقت آن است که این ها همه یک نشانه و وسیله هدایت است که بشر غفلت زده غرق در لذایذ مادی و دنیوی را به خود بیاورد.
فکر نکنیم چون برای اباعبدالله ع سینه می زنیم خیلی به او نزدیکیم نه مادامی که در مسیر اخلاق و سیره حضرتش حرکت نکنیم خود را پیرو نپنداریم .
باید به درک حقیقت پیام عاشورا دست یابیم و حقیقت آن است که امر به معروف و نهی از منکر را مخصوص مردم ندانیم از خود شروع کنیم همان توصیه بزرگان دین و شریعت ما (نقل از آیت الله بهجت ره ؛ که ایشان توصیه فرمودند اصلاح امورات جامعه از اصلاح خود خویشتن آغاز می شود)من عرف نفسه فقد عرف ربه
نگوییم چون من هیئت می روم مشکی پوش امام حسین ع شدم دیگر حسینی مسلک هستم این امور بسیار با ارزش است اما هنگامی مورد قبول است که همراه با دوری از گناه و ایمان به خدا و عمل به دستورات دین باشد.
در واقع مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ؛ تلاش کنیم مشغول حواشی نشویم و از اصول اساسی دینداری غافل بمانیم سینه زن باشیم و ظهر عاشورا نماز اول وقت را به تاخیر بیندازیم ؛ نه فقط عاشورا ؛ همه ایام باید یرای ما عاشورا باشد و همه مکانها کربلا ؛ این مطلب از این حیث است که یعنی عالم محضر خداست و بعد مکان و زمان نمی شناسد همه جا و همه زمان خدا ناظر است اما برای این عاشورا و کربلا نماد شده که اوج فضایل و خداجویی و جلوه ایمان به خدا در این روز و در سرزمین نینوا تجلی یافت
به خدا قسم ! مسلک امام حسین ع چیزی فرای دنیا پرستی است در مسلک او غیبت تهمت و افترا و بردن آبرو جایی ندارد
خودمان را فریب ندهیم دنبال حقیقت باشیم اگر اصولگرا هستیم اول خود به اصول گرایش و پایبندی پیدا کنیم و هنرآن است که اول اصلاح امور خویش را به دست گیریم
یادمان نرود مرام ائمه اطهار چه بود که اگر خود مرتکب خبطی شدیم نمی توانیم دیگران را توصیه به ترک آن نماییم و این یعنی خود را لایق کنیم که اسم سرباز امام حسین ع بر ما برازنده باشد و نمونه بارز لایق شدن شهدا هستند شهدا که از همه هواها گذشتند و اقتدا به شهدای کربلا و سیدالشهدا ع نمودند.
بیایید در مرام شهدا سیری کنیم چگونه بوده اند چگونه زیسته اند الگو تمام همنشینانشان بوده اند و انسان هایی بوده اند که از درب جهاد اکبر گذشته و به درب جهاد اصغر رسیده اند لازمه حسینی رفتن همین تزکیه نفس و بینش گذشتن از هواها و لذایذ زائد و نابودگر است پیرو تمام و کمال ولایت نه آن که بنا به منفعت از ولایت خرج کنیم
حجت برما تمام است نقش تاریخی ما در تاریخ فرا رسیده است و اگر دیر بجنبیم بدون نقش و نگار ماندگاری خواهیم رفت و زمان ما را با خود خواهد برد بکوشیم بمانیم و در سیل گذران زمان پیش نرویم و در تلاطم دهشتناک آن غرق نشویم یاران خمینی کبیر قدم به وادی کربلا گذاشتند و با اطاعت از ولایت امتحان خود را به اتمام رسانیدند ما نیز باید با خامنه ای مدظله جای در پای یاران خمینی ره گذاریم و از نقش تاریخی خود غافل نشویم چرا که:
ندای هل من ناصر آقا اباعبدالله هنوز هم به گوش می رسد کافی است دل صاف کنیم با گوش دل بشنویم و لبیک گویان به سویش بشتابیم.
نظرات ()عید قربان ؛ روز تکریم خانواده شهدا
عید قربان روز سربلندی ابراهیم خلیل الله ، و آرامش اسماعیل ذبیح الله و امیدواری هاجر است
روزی که خداوند نسل ابراهیم را منجی عالم بشریت قرار داد و ذریه او را اشاعه دهنده دین خود در زمین .
روزی که در امتداد آنحضرت امام حسین ع از نسل ابراهیم به قربانی قبول شد و خدا حضرتش را واسطه احیا و ماندگاری دین خود قرار داد.
امروز روز شکست شیطان است روز قبولی ذبحی خالص ذبح سرکشی و پیروی از شیطان در برابر بندگی خدای یکتای متعال.
امروز روز نزول فیض رب العالمین است روز گشایش درهای ایمان و بندگی بر مومنان حقیقی.
امروز روز به مسلخ کشیدن نفس اماره و به معراج بردن عشق به خدا و حلول نفس مطمئنه است.
و امروزر مقدمه ای است بر حلول زیبای عید غدیر خم در امتداد قربانی ابراهیم نبی و آغاز راهی است که به روز عاشورا و قربانگاه عاشقان خدا ؛ کربلای معلی ختم خواهد شد.
اما امروز به یاد شهدا و به نام خانواده شهدا و تکریم آنان مزین شده است خانواده هایی زینبی و صبر پیشه که در راه معرفی سیره و ارزشهای شهدا به جامعه و نسل های بشر زینب گونه عمل نمودند.
مادران شهیدی که همچون شیر زنان با قامتی راسخ و عزمی استوار هیچ تزلزلی به خود راه ندادند و در راه فرزندانشان استوار و مقاوم جانانه ایستادند و مکتب حضرت زینب را به رخ جهانیان کشیدند و اینانی که فرزندانشان را در راه خدا به قربانگاه عشق فرستادند و خم به ابرو نیاوردند
سلام بر شما و بوسه بر دستان شهید پرور و مقدس شما و سلام بر روان پاک سرشت شما ای زینبیان عالم ؛ ان شاله که در قیامت هم در صف کاروان حضرت زینب به خود ببالید و به فرزندانتان افتخار کنید.
عید بر شما عاشقان راه طریقت مبارکباد
نظرات ()



نظرات ()یکی از عبادتهای دینی درود و صلوات فرستادن بر حضرت ختمی مرتبت و اهل بیت معصوم آن حضرت اسـت. ایـن عبادت ریشه قـرآنی دارد و خداوند متعال در قرآن به آن دستور داده است.
در روایتی از پیامبر صلی الله علیه وآله آمده است که درود فرستادن بر فاطمه زهرا علیه السلام آثــار معنوی بالایی دارد و در قیامت شایستگی الحــاق به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را برای انسان فراهم می کند. پیامبر اکـرم صلی الله علیه وآله فرمود :
ای فــاطـمـه ! هــر کس بــر تو صلوات بفرستد خداوند او را می آمرزد و در هر جای بهشت که باشم وی را به مــن ملحق سازد. کیفیت صلوات بــر حــضــرت زهـــــــرا علیه السلام چنین است :
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ.»

نماز حضرت زهرا علیه السلام دو رکعت است ؛ بدین صورت که در رکعت اول بعد از حمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بـعـد از حـمـد 100 مـرتـبـه سـوره توحید خوانده می شود.
در مـفـاتـیـح الجنان روایت شده است که : هـر گــاه حاجتی داری دو رکعت نماز به جای آور و پس از سلام سه مرتبه تکبیر بگو و پس از آن تسبیحات حـضـرت فــاطمه علیه االسلام را بگو ، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو :
«یا مَوْلاتی یا فاطِمَةُ اَغیثینی»
سپس جانب راست صورت را بــر زمین بگذار و هـمـان ذکر را صد مرتبه بگو ، سپس جانب چپ صورت را بر زمین بگذار و صـد مـرتـبـه همان ذکــر را بـگـو و حاجت خود را بخواه، به خواست خداوند حاجتت برآورده می شود.
نظرات ()اصحاب فاطمیون
هرگاه رمز «یازهرا» در بیسیمها میپیچید، دلها به غربت و مظلومیت مدینه گره میخورد.
بسیجیان عارف، به فراز حضرت زهرا(س) در دعای توسل که میرسیدند، اشک از چشمهایشان جاری میشد. دلهایشان هوای بقیع میکرد. بر پیشانی بندهایشان نام مبارک زهرا(س) می درخشید و قلب هایشان خانه عشق به آن بانوی بزرگ بود و شعارشان این بود: «میروم تا انتقام سیلی زهرا(س) بگیرم»
جبههها میزبان همیشگی حضرت زهرا(س) بود و اردوگاههای آزادگان، نورانی از توجه آن بانوی پهلو شکسته.
... و ایام فاطمیه، بهانهای است پرشکوه تا آیینهای باشد از آن ارادت و شوق و از آن توجه و لطف.
با عرض تسلیت سالروز شهادت مظلومانه کوثر نبوی حضرت زهرای مرضیه (س) در چند بخش نگاهی خواهیم داشت به برخی از جلوههای الطاف فاطمی در طول هشت سال دفاع مقدس:
-------------------
صدایی شنیدم ولی کسی را ندیدم
شهید محمدرضا امینی اعتقادی راسخ به حضرت فاطمه زهرا(س) داشت. برایم تعریف کرد که دخترم فاطمه تازه به دنیا آمده بود. من به مأموریت رفتم. نبرد سختی بود. بسیار مقاومت کردیم تا اینکه دیدم نیروها شهید شدهاند و اشرار هم از مقابل میآیند، در دلم گذشت که «یا فاطمه زهرا(س)، فاطمه من هنوز "بابا" نگفته است»
در همین موقع گویا صدایی به من گفت: «به پشت سرت نگاه کن». دیدم که نیروهای کمکی نزدیک میشوند و اشرار هم با دیدن آنها پا به فرار گذاشتند. به اطرافم نگاه کردم کسی را ندیدم.
دخترهایش را فاطمه و زهرا نامید
شهید حاج محمدجعفر نصر اصفهانی، عشق و علاقه و اعتقاد زیادی به حضرت زهرا(س) داشت، به همین دلیل میخواست نام دختر اولش را «فاطمه» بگذارد. از آنجا که اسم من هم فاطمه بود، به خانه ما آمد و از من پرسید: «اجازه میدهید نام دخترم را فاطمه بگذارم؟»
من که علاقه بسیار زیاد او را نسبت به آن حضرت میدانستم، پاسخ دادم: «مادر! من هم از این اسمی که برای فرزندت انتخاب کردهای، بسیار خوشحالم». چند سال بعد، دختر دوم خود را هم «زهرا» نام نهاد.
هیات فاطمیون
روز جمعه بود. من و چند تن از دوستان شهرستانی در دانشکده مانده بودیم. شهید حاج محمد جعفر نصر اصفهانی، هم که از روز قبل نگهبان بود، پیش ما بود. شهید به ما گفت: «هیأتی به نام «هیأت فاطمیون» هست. اگر میخواهید محیط برای شما خستهکننده نباشد و بیکار نباشید، شما را به این هیأت میبرم. به سود شما هم خواهد بود».
ما دو، سه نفر، صبح از دانشکده راه افتادیم به طرف میدان «حر». در آنجا یک راننده منتظر ما بود. سوار ماشین شدیم و ما را به هیأت فاطمیون بردند. چنان تأثیری در ما گذاشت که روزهای بعد اگر جعفرآقا هم نبود، به نحوی خودمان را به آنجا میرساندیم و از این محفل روحانی استفاده میکردیم.
جالب اینجا بود که اگر در آن هیأت نامی از بیبی فاطمه زهرا(س) میآمد، شهید نصر به گریه میافتاد و حالتی معنوی به او دست میداد.
به حضرت زهرا (س) متوسل شدم
چند شب پیش از عملیات، شهید احمد جولاییان همراه با یکی از دوستانش برای انجام آخرین شناسایی به محور دشمن رفته بود. درست در همان محوری که قرار بود امشب در آن عملیات اجرا شود. در حالی که نهر ابوعقاب پر از موانع بود، احمد و دوستانش خیلی آرام و با احتیاط وارد نهر شدند و به هر زحمتی که بود از موانع عبور کردند و خود را به عمق دشمن رساندند.
سنگرهای کمین عراقیها را شناسایی کردند و پس از شناسایی کامل در حال برگشت، هر دو در سیمهای خاردار و لابهلای موانع گیر کردند. اسلحه کلاشی که پشت سرشان بود و برای احتیاط برده بودند، طوری در سیمهای خاردار گیر کرده بود که حتی نمیتوانستند تکان بخورند. در آن ساعت، آب جزر شده بود، با دشمن نیز بیش از چند متر فاصله نداشتند. هرقدر تلاش کردند که خود را رها کنند، نتوانستند. دریافتند که لحظه موعود فرا رسید، راه بازگشتی نیست. در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، یکدیگر را در آغوش گرفتند و حلالیت طلبیدند.
آن روزها ایام فاطمیه بود، به حضرت زهرا(س) متوسل شدند. دوست احمد به هر زحمتی از شر سیمهای خاردار نجات پیدا کرد اما وضعیت احمد، بسیار دشوارتر بود و امکان رهایی او وجود نداشت. از احمد خداحافظی کرد و به سوی نیروهای خودی برگشت. احمد تصمیم گرفت هرطور شده از این گرفتاری نجات پیدا کند، چون اگر اسیر میشد، ممکن بود زیر شکنجه و شلاق، حرف بزند و عملیات لو برود. دوست احمد در حالی که به عقب برمیگشت، احساس کرد چیزی به سرعت به طرفش میآید. با خود گفت: «بدبخت شدم! عراقیها هستند! حتما احمد را گرفتهاند و حالا به طرف من میآیند».
به زیر آب رفت، تا او را نبینند. وقتی آهسته از زیر آب بیرون آمد، کسی به طرف او می آمد .خطاب به او فریاد میزند: «قف! لاتحرکوا! (ایست! بیحرکت!)»
احمد خود را در آغوش او انداخت و هر دو چند دقیقه با صدای بلند گریستند. پرسید: «احمد! چطوری نجات پیدا کردی؟»
ـ «نمیدانم چه شد! هرقدر تلاش کردم که خودم را از شر سیمهای خاردار خلاص کنم، نتوانستم. وضعیتم لحظه به لحظه بدتر میشد. نمیدانستم چه بکنم. موانع در حال تکان خوردن و بسیار خطرناک بود، چون توجه دشمن را به سمت من جلب میکرد. از همه کس و همه جا ناامید، به ائمه (علیهم السلام) متوسل شدم. یکی یکی سراغ آنها رفتم. یک لحظه یادم آمد که ایام فاطمیه است. دست دعا و نیازم را به طرف حضرت فاطمه(س) دراز کردم و با تمام وجودم از ایشان خواستم که نجاتم بدهند. گریه کردم. دعا کردم. در همین حال احساس کردم یکی پشت لباسم را گرفت، مرا بلند کرد و در آب اروند پرتم کرد. آن حالت را در هوشیاری کامل احساس کردم».
احمد این ماجرا را برای دوستش تعریف کرد، او را قسم داده بود که تا زنده است، آن را برای کسی بازگو نکند.
نظرات ()

« محمود موقع انقلاب شاگرد ما بود و لی حالا استاد ما شد ، او به فیض شهادت رسید ولی ما هنوز ماندیم.»
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ( دام ظلّه العالی)
یادنامه سردار شهید محمود کاوه
تولد و کودکی
به سال ۱۳۴۰ ه.ش در مشهد مقدس، در خانوادهای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السّلام) متولد شد. پدرش که از کسبه متعهد به شمار میآمد، در دوران ستمشاهی و اختناق، با علماء و روحانیون مبارز، از جمله حضرت آیتالله خامنهای شهید هاشمینژاد و شهید کامیاب ارتباط داشت. وی که برای تربیت فرزندش اهمیت زیادی قایل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبی و نماز جماعت میبرد و از این راه فرزندش را با مکتب اهل بیت (علیهم السّلام) و تعالیم انسانساز اسلام آشنا میکرد.
شهید کاوه دوران تحصیلات ابتدایی خود را در چنین شرایطی سپری کرد. از آنجا که خواست پدرش به هنگام تولد محمود، این بود که وی را در سلک صالحان و پیروان واقعی مکتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبی و مشورت پدر وارد حوزه علمیه شد و همزمان، تحصیلات دوران راهنمایی و دبیرستان را نیز ادامه داد.
با شروع جریانات انقلاب، او که جوانی بانشاط، فعال و مذهبی بود با شرکت در محافل درسی مسجد جوادالائمه (علیه السّلام) و امام حسن مجتبی(علیه السّلام) که در آن زمان از مراکز تجمع نیروهای مبارز بود، از هدایتها و تعالیم حضرت آیتالله خامنهای (دام ظله العالی) بهرههای فراوانی برد و ره توشههای همین تعالیم را با خود به محیط دبیرستان و میان دانشآموزان منتقل مینمود. او در دبیرستان به عنوان محور مبارزه شناخته میشد. با علاقه وافر، به پخش اعلامیههای حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) میپرداخت و فعالانه در راهپیمایی ها و درگیری های زمان انقلاب شرکت داشت.
فعالیت های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید کاوه جزو اولین عناصر مومن و متهدی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست و پس از گذراندن یک دوره آموزش شش ماهه چریکی، به آموزش نظامی برادران سپاه و بسیج پرداخت. پس از آن برای حفاظت از بیت شریف حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در یک ماموریت شش ماهه به تهران عزیمت کرد و با شروع جنگ تحمیلی، به همراه تعدادی از نیروهای خراسان به جبهههای جنوب اعزام شد. مدتی بعد به علت نیاز شدیدی که پادگان به مربی داشت، او را برای آمادهسازی و آموزش نیروها به مشهد فراخواندند.
شهید کاوه در کردستان
او که به همراه تعدادی از برادران پاسدار جهت آزادسازی شهر بوکان وارد کردستان شده بود، به دلیل لیاقت ها و مهارت هایی که داشت در همان ابتدا به عنوان فرمانده یک گروه دوازده نفره انتخاب شد.
شهید کاوه در این منطقه برای مبارزه با ضدانقلاب – که از حمایتهای خارجی برخوردار بود و با جنایاتی هولناک، توطئه شوم جدایی ان نقطه از میهن اسلامی را در ذهن میپروراند – شب و روز نداشت و به دلیل تلاش بسیار زیاد، جدیت و پشتکار، شجاعت و روحیه شجاعتطلبی که داشت، در مدت کوتاهی به سمت فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد و در این زمان با ناباوری همگان همراه تعداد کمی نیرو، عملیات آزاد سازی منطقه مرزی بسطام را با شهامت غیر قابل وصفی طرح ریزی و۴۵ کیلومتر جاده مرزی را طی یک مرحله ودر عرض ۲۴ ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضد انقلاب آزاد نمود .
ضد انقلاب که با برخورداری از سلاح وامکانات ونیروی رزمی فراوان،عرصه را برای نیروهای نظامی وانتظامی تنگ کرده بود وجنایات فجیعی مرتکب می شد،باورود جوانان دلیر ومتعهدی چون شهید کاوه به صحنه عملیات،به این نتیجه رسید که ماندن در کردستان برایش سنگین تمام خواهد شد.
نقش شهید در تیپ ویژه شهدا
به دنبال عملیات سرنوشتساز نیروهای سپاه در محورهای مختلف کردستان و همزمان با تشکیل تیپ ویژه شهدا (که فرماندهی آن بر عهده شهید ناصر کاظمی بود) شهید کاوه به عنوان فرمانده عملیات این تیپ انتخاب شد. پس از مدت کوتاهی از فعالیت او در این مسئولیت (که با آزادسازی بسیاری از مناطق همراه بود) آوازه تیپ ویژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب ها را متحیر ساخت که بکلی روحیه خود را از دست دادند و در مقابل هر یوریش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجیح میدادند و میدانستند که مقاومت در مقابل این یگان جز خسارت ونابودی ثمری نخواهد داشت.
آزاد سازی سد بوکان وجاده ۴۷ کیلومتری آن،آزاد سازی جاده صائبین دژ به تکاب ،پاکسازی منطقه کیلر واشتوزنگ ،آزاد سازی محور استراتژیک پیرانشهر به سردشت که به عنوان مرکزیت ونقطه ثقل ضد انقلاب بشمار می آمد ومنجربه انهدام مرکز رادیوئی آنها وفتح ارتفاعات مهم مرزی منطقه آلواتان وآزادسازی زندان دوله تو وکشتن بیش از ۷۵۰ نفر از ضد انقلاب گردید،از جمله نبردهای تهاجمی بود که توسط شهید کاوه وهمرز مانش در تیپ ویژه شهدا طرح ریزی وبه اجرا گذاشته شد. تعداد عملیاتی که بوسیله این شهید علیه ضد انقلاب فرماندهی شد ، آن قدر زیاد است که ذکر نام تمامی آنها در این مختصر میسر نیست.
او که پس از شهادت سرداران رشید اسلام ، شهید ناصر کاظمی ، شهید محسن گنجی زاده و شهید محمد بروجردی در خرداد۱۳۶۲ رسما به فرماندهی تیپ منصوب شده بود ،با تلاش همه جانبه برای آموزش،سازماندهی وآماده سازی نیروها از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید.
بنا به صلاحدید فرماندهی محترم سپاه در تاریخ ۲۹/۴/۱۳۶۲ تیپ ویژه شهدا ماموریت یافت تا در عملیات برون مرزی والفجر ۲ که در منطقه حاج عمران انجام میگرفت شرکت نماید. در این عملیات شهید کاوه با هدایت قوی رزمندگان، اهداف از پیش تعیین شده تیپ از جمله ارتفاعات ۲۵۱۹ را با موفقیت به تصرف درآورد.
همزمان با عملیات والفجر ۴ ماموریت پاکسازی محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دمکراتها و منافقین) به این تیپ واگذار شد. رزمندگان غیور و سلحشور نیز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزی کوه سیر، قوری، تالشو روستای اسلام آباد، مرکز رادیویی منافقین و مقر دمکراتها را تصرف کردند.
تیپ ویژه شهدا سال ۶۳ در عملیات بدر همراه با سایر یگانهای سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگید و در تاریخ ۲۳/۴/۶۴ در عملیات قادر (همراه با یگانهایی از ارتش جمهوری اسلامی) در جبهه شمالی سیدکان عراق باعث بر هم زدن آرایش نظامی دشمن گردید. همچنین در عملیات پشتیبانی والفجر ۹ که در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قوای دشمن و تصرف بخشی از خاک آنان نقش موثر داشت، که هر کدام نشانی از دلاوریها و حماسهآفرینی شهید کاوه و یارانش را در خود ثبت کرده است.
ویژگیهای اخلاقی
روحیه اطاعتپذیری و ولایتی، هوش سرشار و چابکی در عملیات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بیباکی، ساده زیستی و صمیمیت با نیروها از جمله ویژگیهای شخصیتی آن شهید والامقام است.
با وجودی که در مقابل ضدانقلاب سازشناپذیر، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تیپ با نیروهای تحت امر خود برخوردی بسیار متواضعانه و با صفا و صمیمی داشت و همین تواضع او سبب شده بود که محبوبیت خاصی در بین نیروها داشته باشد.
شهید کاوه در قلب نیروهای بسیج و سپاه جای داشت و مصداق بارز تلفیق محبت و قاطعیت در امر فرماندهی نظامی بود.
سرتیپ شهید حسن آبشناسان – فرمانده لشکر ۲۳ نوهد – میگوید:
اگردر دنیا یک چریک پاکباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود کاوه است و هر رزمندهای که بخواهد خوب پخته و آبدیده شود باید با تیپ ویژه شهدا پیش برود.
او دارای فضایل روحی و اخلاقی ویژهای بود و انجام کار خالصانه و بیریا را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. عموماً کم سخن میگفت و بیشتر عمل میکرد و همواره سعی میکرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشیان نیز او را از خود میدانستند. این خصال و روحیات فرماندهی بود که تیپ شهدا را به آنجایی رساند که مقام معظم رهبری درباره این یگان و شهید کاوه فرمودند:
تیپ ویژه شهدا که ایشان فرماندهیاش را برعهده داشتند یکی از واحدهای کارآمد ما محسوب میشد.
… او در عملیات گوناگون شرکت داشت و کارآزموده میدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم، اداره واحد، مدیریت قوی، دوستی و رفاقت با عناصر لشکر، از لحاظ معنوی، اخلاق، ادب، تربیت، توجه و ذکر، یک انسان جوان، اما برجسته بود.
… این جوان (شهید کاوه) جزو عناصر کمنظیری بود که او را در صدد خودسازی یافتم. حقیقتاً اهل خودسازی بود، هم خودسازی معنوی و اخلاقی و تقوایی و هم خودسازی رزمی.
نحوه شهادت
دهم شهریور ماه ۱۳۶۵، روزی که روح این سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقیهالله الاعظم(علیه السلام ) در عملیات کربلای ۲ بر بلندای قله ۲۵۱۹ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و کوه، یاد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت کرد. آن روز، کاوه مزد جهاد را که شهات بود، دریافت کرد و به بارگاه عزالهی فراخوانده شد.
راوی قرارگاه حمزه (علیه السّلام) (اسدالله احمدی) به نقل از فرمانده لشکر ۵ نصر (باقر قالیباف) نوشتهاست: «در مراسم تشییع جنازه شهید محمود کاوه، پدر وی درخواست حجتالاسلام طبسی تولیت آستان قدسرضوی را مبنیبر این که پیکر شهید محمود کاوه در حرم مطهر حضرت رضا(علیه السّلام) و یا در یکی از حجرههای مخصوص حرم دفن شود نپذیرفت و گفت: «پسرم از ابتدا با بسیجیها بوده و بهتر است در کنار آنها دفن شود.»
گوشه ای از وصیتنامه
دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئهای را که علیه انقلاب طرحریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون شهیدانمان هدر رود.
نظرات ()